تبليغاتX
Savalan

İbrahim savalan
************
İbrahim Rəşidi - savalan
http://www.i-savalan.blogfa.com
*******************
ibrisavci@gmail.com

 

 

دانشجوي آذربايجان ,اعتماد و بيمه

مهندس ابراهیم رشیدی  ( ساوالان )

تا وقتي كه آذربايجاني مورد نظر ما در محل تولد خود زندگي مي كند,همه چيز اطراف با او آشنا است و او با هويت فردي مشخصي زندگي مي كند,همه او را نوه احمدخان و فرزند حاج علي مي شناسند.اين ها منزلت اجتماعي و محدوديت هاي رفتاري او را تعيين مي كند.شايد پدرش او ار از پوشيدن شلوار جين منع كند و شايد اطرافيان به او بگويند لباس تنگ او باعث آبروريزي است.همه چيز او از قبل تعيين شده است,از دوستان و هم بازي هاي كودكانه گرفته تا رفيق شب نشيني جواني او معلوم است و نبايد با افرادي كه هم پايه آن ها نيست رفت و آمد داشته باشد.وقتي جوان آذربايجاني ما وارد دانشگاه مي شود ديگر كسي او را نوه احمدخان و فرزند حاج علي خطاب نمي كند و كسي با سوابق خانوادگي او كاري ندارد و ديگر كسي روسري او را باعث آبروريزي خانواده نمي داند,او از محيط قبلي خودش كنده شده است.

اين از جا كندگي يكي از بارزترين خصيصه هاي مدرنيسم است كه در برابر جهان سنتي خودنمايي مي كند.ديگر نه كسي به خاطر پدربزرگش به او احترام خواهد گذاشت و نه باعث محدوديت او خواهد شد.اينك تنها چيزي كه مرتبه و جايگاه او رادر اين محيط جديد تعيين خواهد كرد رفتارهاي شخصي او و تعريفي است كه از خود دارد.او بايد در ميان اين همه انسان متفاوت جايي براي خود تعريف كند.نوه احمدخان بودن قسمتي از هويت


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط ابراهيم ساوالان |


 

 

نظري بر فيلم "تكم چي" ساخته يدالله صمدی

 

  مهندس ابراهیم رشیدی  ( ساوالان )

 

روز دوم فروردين ساعت 22 فيلم سينمايي تكم چي از شبكه استاني اردبيل پخش شد. "عليرضا احدي" فيلم نامه نويس، "مجيد مظفري" تهيه كننده و "يدالله صمدي" كارگردان اين مجموعه مي باشد. قبل از هر چيزي بايد بگويم كه در جهنم شوونيستي ايران كه از هر امكاني براي نابودي فرهنگ آذربايجان استفاد مي شود، ساخت و پخش چنين فيلمي جاي تقدير و تشكر دارد؛ ولي اين فيلم از برخي جهات قابل ملاحضه مي باشد. "تكم" يعني بز نري كه پيشاپيش گله حركت مي كند. يكي از رسوم كهن آذربايجان كه هنوز هم در منطقه موغان، اردبيل و مشگين اجرا مي شود تكم گرداني است. تكم چي در اسفند ماه عروسك بزي زرد مو را در دست گرفته و با گرداندن آن شروع به خواندن شعر هايي مي كند كه حكايت از آمدن بهار و پايان سرماست و مردم هدايايي به اين پيام آوران بهار مي دهند.

خلاصه فيلم:

دختري اردبيلي به نام آلما در دانشكده هنر تهران مشغول تحصيل است. او از ترك بودنش خجالت مي كشد و هميشه كتمان مي كند. تا اين جاي فيلم واقعيت تلخ، انسان مسخ شده آذربايجاني است. انساني كه هيچ چيز از فرهنگ و هويت خود نمي داند، يعني اجازه نمي دهند كه بداند! در اولين تماس با افراد ساير فرهنگ ها از بي هويتي خود خجالت مي كشد و وقتي كه افراد بي فرهنگ تر از او مسخره اش مي كنند چيزي براي اثبات هويتش ندارد، اين خجالت و فرار از خويشتن را دروني مي سازد. از نظر من حتي آنهايي كه امروز به زبان خود درس مي خوانند و توفيق آشنايي با تاريخچه فرهنگي خود را دارند، بايد از اينكه عضوي از اين كوره


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط ابراهيم ساوالان |


 

 

حس مسئولیت در گرو استقلال و آزادی عمل است

 

 (ساولان)مهندس ابراهیم رشیدی  

 

     بزرگترین کمبود ملل تحت ستم، جدا افتادن اوست از تاریخ و هر نوع شرکت آزادانه اجتماعی. ملتی که خق تعیین شرنوشت خود را نداشته باشد، از اتخاذ تصمیم در مورد سرنوشت جهان و سرنوشت خویش و عهده دار شدن مسئولیت های تاریخی کاملا محروم است. خواهش می کنم به معنای واقعی عبارت فوق دقت کنید: "حقّ تعیین سرنوشت". این که یک نفر حق داشته باشد تا سرنوشت خود را تعیین کند، امری است خطیر، زیرا چنین فردی باید برای تعیین سرنوشت خود فکر کند و خود را در برابر همه آنچه که انجام خواهد داد، مسئول بداند؛ این یعنی عهده دار شدن مسئولیت تاریخی.

     درست بر همین اساس است که آذربایجانی در طول دو قرن، بیشترین مبارزات را علیه روس ها انجام داده است. چرا؟ زیرا ملت مسئول هر تصمیمی را عامدانه می گیرد و هرگز موضع انفعال در کارهای او دیده نخواهد شد. ولی امروزه هنرمند آذربایجان، نه احساس مسئولیت می کند، نه احساس گناه و نه احساس شک. او از بازی بیرون است، هرگز سازنده تاریخ نیست. او حتی به خودش نیز از دریچه چشم فرهنگ حاکم و فرهنگ سازان آن نگاه می کند؛ چشم مخصوص به خودش نیز کور شده است. به او و ملتش القاء کرده اند که لیاقت ندارند خودشان را اداره کنند و یا معماری مخصوص به خود داشته باشند و یا ادبیات معاصر خود را خلق کند.

   


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط ابراهيم ساوالان |


 

نظری اجمالی برپرونده های قضایی هادی حمیدی شفیق

 

ابراهیم رشیدی- ساوالان

 

 

 

مفهوم جرم سیاسی در اذهان عمومی وتشخیص آن ازجرایم دیگرحتی اگرتعریف واضحی از آن در دست نباشد قابل درک است. مجرم سیاسی در ترازوی قضاوت مردم با مجرم عادی هیچ گاه برابر نبوده است ولی فراتر از فهم عام هنگامی که از نظر علمی نوبت به یقین حدود و ثغور جرایم سیاسی و تمییز آنها از جرایم عادی میرسد، دشواری کار رفته رفته نمایان می شود. در نظام کیفری ایران ضابطه ای قانونی که بتوان به کمک آن جرایم سیاسی را از جرایم عمومی تشخیص داد وجود ندارد. وعده اصل 168 قانون اساسی مبنی برتعریف جرم سیاسی تا به امروز تحقق نیافته است و از این رو تشخیص ماهیت جرم سیاسی مساله ای است که شاید نتوان پاسخی درحدود قوانین مصوب ایران برای آن یافت. با وجود همه کاستی ها وضعف ها درحال حاضر بخشی از جرایم قانون مجازات اسلامی با عنوان جرایم ضد امنیت داخلی و خارجی کشور جرم سیاسی تلقی می شود. مانند تشکیل دسته یا جمعیت با هدف برهم زدن امنیت کشور (ماده498)، جاسوسی بنحوی که به امنیت ملی صدمه وارد آورد (ماده502)، همکاری با دول خارجی متخاصم علیه جمهوری اسلامی ایران (ماده508) و.....همچنین سلب آزادی افراد ملت و یا محروم کردن آنان از حقوق مقرر در قانون اساسی، از طرف هریک از مقامات و مامورین دولتی (ماده570) جرم سیاسی محسوب می شود. اینجاست که راز احکام کذایی صادره از دادگاههای ایران بر ملا می شود، جوانی که در دانشگاه خود به انتشار نشریه مبادرت ورزیده است، اگر هیچ کاری هم نکرده باشد، فعالیت های روشنگرانه او را میتوان تلاش به نفع گروههای تجزیه طلب خارج از کشور نام گذاری کرد.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط ابراهيم ساوالان |


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

رمز پیشرفت حرکت ملی آذربایجان مردمی بودن آن است.

 

گفتگوی ابراهیم ساوالان با جواد حسن پور فعال فرهنگی و هویت طلب آذربایجان بعد از آزادی از زندان

 

مدتی است که از زندان آزاد شده است کمی خسته به نظر می رسد شاید من این طور فکر می کردم اما بعد از صحبت هایمان مشخص شد که همچنان مصمم است و با اراده. زندان آدم را پخته تر می کند!

سابقه ی آشناییم با جواد به سالها قبل بر میگردد زمانیکه عضو شورای شهر اهر بود. و سر رفاقتمان نیز کاملا به مسئله ی دستگیری اش حساس بودم چه آنکه در این مدت فشار های زیادی را متحمل شد علاقه ای نداشت که عنوان شود فوت پسرش ائلشن در ایام تحت تقیب بودنش زخمی سنگینی بود.

به علت شرایط خاص و فضای امنیتی امکان مصاحبه چندان مقدور نبود و بارها این مهم به تعویق افتاد که نهایتا سئوالاتی مکتوب را پیشش بردم و حاصل متنی شد که در پیش رو دارید:

 

خودتان را معرفی فرمایید:

اینجانب جواد حسن پور، متولد 1353 اهر، فارغ التحصیل رشته ادبیات فارسی هستم و از سال 79 به شغل کتابفروشی در اهر مشغول بوده ام.

 

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط ابراهيم ساوالان |


 

آزادی یگان ویژه های ضد شورش آذربایجانی

 

رفتارشناسی مجموعه های انسانی ایزوله از جامعه

 

مجموعه ای از دانشجویانی را که در یک مجتمع خوابگاهی دور از شهر زندگی می کنند در نظر بگیرید ، آن مجتمع خوابگاهی قطعه ای از اجتماع نیست زیرا در آنجا ،پدری،مادری،برادر و خواهری و پیرزن یا پیرمرد محله سکونت ندارد .مجتمع خوابگاهی مجموعه ای است ایزوله و کنده شده از اجتماع با ترکیب دختران یا پسران همسن و سال.

دانشجویان سال اول بیشتر تعطیلات را به شهرستانها و خانه های خود بر می گردند و در جمع خانواده و دوستان مدام از دانشگاه ،دوستان خاطره تعریف می کنند ولی به مرور زمان ،خانه رفتن آنها کمتر می شود و هنگام رفتن با کسی صحبت نمی کنند یا در اتاق خود با کامپیوتر ،کتب،گیم مشغول می شوند یا اگر همشهری دوست دانشگاهی داشته باشند با آنها سپری می کنند،حرفی یا خاطره ای برای گفتن ندارند زیرا ممکن است گفته ها و خاطرات او از دیدگاه پدر و مادر بسیار بی ادبانه تلقی شود.در سال های آخر تنها به زور تماس های تلفنی والدین به شهرستان می روند و در شهرستان نیز فقط شب ها به خانه می روند و آن مدت نیز با موبایل خود سرگرم می شوند.در مدت تحصیل و زندگی در خوابگاه رفتارهایی از خود بروز می دهند که خوب یا بد مطابق نرمال های جامعه نیست .شب ها را تانزدیکی های صبح بیدار هستند و روزها تاظهر می خوابند،بسیار راحت صحبت می کنند و دیگر هیچ حد و مرزی در بکاربردن الفاظ رکیک وجود ندارد.پدر و مادر دوستان نزدیک اسباب خنده است و درجمع دوستانه خود حتی هنگامی که مهمان ناشناسی دارند لباس شنا بر تن دارند.این رفتارها صرف نظر از خوبی یا بدی مورد پسند عرف جامعه نیست و برای دختران خوابگاهی و پسران یکسان است...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط ابراهيم ساوالان |


 

لیلا،

 

رقیه،

 

عطیه،

 

شهناز

 

مینلرجه دیر مینلر

 

(2)

 

 

 

ابراهیم ساوالان

 

 

یاخینلاشیر قادین گونو...

 

منیم آنام میللی حوکومتین یازیندا دونیایا گوزآچمیش ایندیسه 61یاشلی دیر1384-جوایلین تیر آییندامن ائوین دوستاغیندایدیم بیر گون سحر تئزدن گئجه یه  قدرمولاقات آلماق اومودونا قارغانمیش تهرانین ایستی آسفالتلارینین اوستونده اوتوروب گوزله میشدی یازیغین قوجاچاغینداآیاغی ایریزین باشماغین ایچینده یانمیشدی.هله ده ائوین خاراباسینین اونونده گوزله ین آنالاریمیزباجیلاریمیز وار.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط ابراهيم ساوالان |


 

 

لیلا،

 

رقیه،

 

عطیه...

 

 

 

 مینلردی مینلر!(1)

 

 

ابراهیم ساوالان

 

 

 

قازان خانین آغ بیرچکلی آناسی، قادینی بورلا خاتین اسارته گئدندن ، گونش تمثیل چی سی سالجان خاتین قارا توکورون قالاسینین باجاسیندان دره لره  دوزلره باخاندان بری آذربایجان قادینی اسارتله تانیشدیر.

 

هله ده لیلا حیدری ، بورلانین،سالجانین،دوغرو داوامچی سیدیر.

 

باجاریرسان 16 ایل محبوس بئیرکی گوزله ین چیچک خاتینی دانیشدیر هله ده رقیه علیزاده،عطیه طاهری ،و باشقالاری تاریخ یارادیر.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط ابراهيم ساوالان |


 

 

زمانی که حقوق خود را نشناسیم

 

 ابراهیم ساوالان

 

 

تقدیم به تمامی زندانیان سیاسی آذربایجان

 

 

 

کودکی یازده ساله بودم. سال اول راهنمایی درس می خواندم. مدیر مدرسه با لحنی که تشویق و تهدید در آن نهفته بود، به ما توضیح می داد که وظیفه هر دانش آموزی شرکت در راهپیمایی فرداست و اگر کسی نیاید یا قبل از اتمام مراسم فرار کند، از نمره انضباط او کسر خواهد شد. از هر کلاس هم 5 نفر را انتخاب کردند و پارچه هایی با عنوان انتظامات به بازوهایشان بستند. فردای آن روز ما را در محاصره مدیر، ناظم، معلمان، دبیر پرورشی و همان دانش آموزانی که از خوشحالی انتظامات شدن در پوست خود نمی گنجیدند، به خیابان بردند. محاصره شده بودیم تا فرار نکنیم؛ البته ناظم و دبیر پرورشی مراقب دهانمان بودند تا هر کس "شعار هر محصل" را بلند نگوید، یادداشت نماید. سرمای سخت خی یو (مشکین) و کودکان 11 ساله ای که از پوشش مناسب نیز محروم یودند، برف و پاهای بدون جوراب و صدای گرفته و سرفه های پی در پی همکلاسی هایم در فردای آن روز می تواند موضوع جداگانه ای باشد.

 

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط ابراهيم ساوالان |


ابراهیم رشیدی شاعر٬ نویسنده و فعال سیاسی و فارغ التحصیل رشته مهندسی مکانیک از دانشگاه ارومیه است. اوعضو هيئت مؤسس مؤسسه غیر دولتی (NGO) "آذرتوپراق"‏،‏ عضو هیأت مؤسس و دبیراجرايي کانون استاد شهریار دانشگاه اورمیه، عضوهیئت موسس و شورای مرکزی کانون گفت و گوی تمدن های دانشگاه اورمیه ومدیر مسؤل نشریه دانشجویی "اولدوز"‏، سردبیر نشریه "بولوت"(گاهنامه كانون استاد شهريار) و عضو هییت تحریریه نشریات "باخیش" ،"اویانیش"،"اؤلكه" و"اولوس" و مدرس زبان و ادبیات تورکی در دانشگاههای اورمیه و علوم پزشکی اورمیه و دبير كنگره استاد شهريار در سال 77 ،دبير كنگره( زبان هاي ملي ، قومي ساكن در ايران ) در تاريخ 16/9/78 ، دبير كنگره پروفسور زهتابي در تاريخ 14/12/78 و دبير كنگره هشتادوششمین سراسري سالگرد ستارخان ،سردار ملي در تاريخ 26/8/79 بوده است. این فعال سیاسی آذربایجانی در طول سالهای گذشته بارها در زندان اوین تهران٬ بازداشتگاههای اطلاعات تبریزواورمیه٬ اهر و اردبیل حبس شده است. رشیدی اخیرا از طرف دادکاه تجدید نظر آذربایجان غربی به به پنج ماه حبس تعزیری و پرداخت پنجاه هزار تومان جزای نقدی محکوم شد.


ابراهيم رشيدي- ساوالان
آرشيو خبرها

خبرهاي پيشين بر حسب تاريخ

پيوندهاي روزانه

پيوندها